اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

اسفنـــدگی

ابری که باشد،
گویی که نه یخ ها خیال آب شدن دارند،
نه هوا خیال گرم شدن،
انگار نه انگار
که آفتابی هم هست.

شب که برسد،
بی آفتابی می زند پس کله آدم،
تاریکی، ندیدن و اشباح غوغا می کنند،

تازه می‌دانی هوای ابری صد شرف دارد به شب،
و تازه می‌فهمی که هوای ابری هم آفتاب دارد.

سپیده که بزند.
نه یخ می ماند،
نه شب،
و نه اشباح.
انگار نه انگار...
که همین دیروز
آفتاب در پشت ابر بوده

نویسندگان

شنـــ ـــــــــــــــــــــ ــترفیوژ

يكشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۷ ب.ظ

مردی با دوچرخه به خط مرزی می‌رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مأمور مرزی می‌پرسد: «در کیسه ها چه داری؟»
او می‌گوید: «شن.»
مأمور او را از دوچرخه پیاده می‌کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت می‌کند. ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی‌یابد. بنابراین به او اجازه عبور می‌دهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می‌شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا. این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می‌شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی‌شود.
یک روز آن مأمور در شهر او را می‌بیند و پس از سلام و احوال‌پرسی، به او می‌گوید: «من هنوز هم به تو مشکوکم و می‌دانم که در کار قاچاق بودی. راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می‌کردی؟»
مرد می‌گوید: «دوچرخه!»

****

کاندولیزا رایس وزیرسابق امور خارجه آمریکا و مشاور ارشد جرج بوش گفته رهبر ایران می‌تواند نقشه‌هایی را که بهترین ذهن‌ها، با صرف بیش‌ترین بودجه‌ها، در زمانی بسیار طولانی کشیده و مجریانی ماهر اجرای آن را به عهده گرفته‌اند، با یک سخنرانی یک‌ساعته خنثی کند.

****

امریکایی ها آنقدر هم احمق نیستند انتظار داشته باشند ایران اجازه دهد از مراکز نظامی اش بازرسی شود... آنقدر هم احمق نیستند فکر کنند ایران غنی سازی را کاملا تعطیل می کند... آنقدر هم  احمق نیستند فکر کنند ایران از خط قرمز ها عقب می نشیند....

****

نکند همین 2سال و اندی مذاکره همان شن های داستان باشند... نکند دوچرخه قاچاق کنند... نکند هدفشان همین باشد که دو سال و اندی ایران هسته ای اش معلق باشد... نکند از خرس یک مو کندن هم غنیمت باشد... نکند وزیر امور خارجه مجبور شود دو سال و اندی همه وظایفش را در همین مذاکرات خلاصه کند... نکند مذاکرات بین مردم تفرقه بیندازد... نکند بازار ایران به بهانه مذاکرات در نوسان باشد... نکند دو سال و اندی در بین مردم ایران جنگ روانی راه بیاندازند... نکند هدفشان همین ها باشد نه آنها که می خواهند... نکند فکر بکنیم که زرنگیم و آنچه می خواهند را قبول نکنیم اما نه آنچه می کنند را.... نکند..............!؟!؟!؟

****

نه!!! نمی کند!! نمی کند که رهبری تا همین روزها مهلت داده است...

 

۹۴/۰۴/۰۷
محمد رنجبر دیلمقانی

نظرات  (۷)

درود بر سرباز سایبری،محمد رنجبر عزیز!
عالی بود!
نه نه نه صبر کن عالی نبود!
یکم از عالی بهتر بود!
البته فقط و فقط یکم  :)

پاسخ:
آقـــــــــــــــــــــــــای محترم!!!
گوش کن! قشنگ گوش کن!
قرار نشد بیای از ما تعریف کنی و ما هم یه حرفایی گفتیم عذر خواهی یادمون بره ها!!
مصطفی-فهم شد؟

ما وارثان وحی و تنزیلیم

عاشق ترین مردان این ایلیم

مردم تمام از نسل قابیلند

ما چند تا ، فرزند هابیلیم

آن دیگران ناز و ادا دارند

ما بی قر و اطوار و قنبیلیم

در بین ما یک عده هم هستند

این روزها مشغول تعدیلیم

در این دویدن ها رسیدن نیست

عمری است ما روی تِرِدمیلیم
پاسخ:
خشت اول گر نهد معمار کج... بی ثریا می رود دیوار کج :) یک ثریا بر تو بادا ای رفیق... تا که تنظیمت کند آن ذات کج :)

دلارین قیمتی آرتیبدی، بادمجان سنه نه؟!

نه خبر هی دئییسن ائللره قان‌قان سنه نه؟!

ییرمی درصد قویولوب آفتافانین قیمتینه

آفتافا باغلی‌دی لاپ خارجه، نوودان سنه نه؟!

لپه چیلتیک چالیری، ماش‌لا نخود اویناییری

اونلارین تویلاری‌دی سبزی فروش‌جان، سنه نه؟!

باشیمی اون مینه قیخدی دئدیم اوستا: نه اولوب؟!

دئدی ارزین چوخالیر قیمتی هر آن سنه نه؟!

ته‌یه‌ریم یئلسیزی‌دی ، یئلله دی اوچ مین‌تومنه!

دلارین نرخی ائدیر یئللری طوفان سنه نه؟!

دئدیم:آخ بیر چوره‌گین وزنی اولار اللی گرم؟

تئز جاواب وئردی شاطر:گئت مشه قوربان، سنه نه؟!

تویوغون قیمتی قاچماق‌دا بوگون اوّل اولوب

هله سؤز یوخ آغ اته، قاره بادیمجان سنه نه؟!

دالی یانمیش یئتیشیب اوت‌یاغی دوز ییرمی‌مینه

ایندی یاغ ساغلیغینا اوینوری میدان سنه نه؟!

نه خبر، بسدی «جوانمرد»یئمه باش‌بئنی‌میزی

ایندی ارزیله گزیر گردش دوران سنه نه؟!

پاسخ:
به به!! به به!! می بینیم که برخی از آزادی بیانی که ما راه انداخته ایم استفاده سوء می کنند... لیاقت شما همان ساواک و زندان هایش است... بدهم زیر پوستتان کاه بکنند؟ پدرسوخته ها؟

اسامی مقصور جفت جفت می آیند؛ چه خبر است ای وزیر؟:)
۱۶ تیر ۹۴ ، ۲۰:۱۵ (امید شمس آذر)
چراغ سبزی که رهبری انقلابیمان به آمریکا نشان داد، رییس جمهور دیپلماتمان نشان نداد؛ ایشان مذاکرات هسته ای را تجربه ای برای ملّت ایران عنوان کرد که اگر آمریکایی در طیّ آن بچّۀ خوبی بودند و دبّه درنیاوردند، در آینده در مورد مسائل دیگر هم میتوانیم با آنها مذاکره کنیم.
ایشان همان کسی ست که خطوط قرمز را هم تعیین کرده است.
((مچّکریم خامنه ای))
پاسخ:
شاید...
۱۸ تیر ۹۴ ، ۱۲:۵۷ ...:: بخاری ::...
همممممم.
دقیق بود.
من،چیزه، همیشه ازون داستان دوچرخه هه خوشم میومد.

پاسخ:
چیزه... عممم... می دونید اونقد مشهور بود که نخواد منبع واسش نوشته بشه... نه؟
نه منبع ک اصن مهم نی. بعضی حرفا میرن زیرمجموعه «لا تنظر من قال».
پاسخ:
وااااااااااااااااااااااای!!!!!!!!!
این حدیث که نمی دونم چقدر مستنده  و اصلا کی صادقه چند روزه عجیب ذهن منو مشغول کرده با یکی هم 2 ساعت بحث کردم آخرش هیچی به هیچی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی