اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

درباره بلاگ
اسفنـــدگی

ابری که باشد،
گویی که نه یخ ها خیال آب شدن دارند،
نه هوا خیال گرم شدن،
انگار نه انگار
که آفتابی هم هست.

شب که برسد،
بی آفتابی می زند پس کله آدم،
تاریکی، ندیدن و اشباح غوغا می کنند،

تازه می‌دانی هوای ابری صد شرف دارد به شب،
و تازه می‌فهمی که هوای ابری هم آفتاب دارد.

سپیده که بزند.
نه یخ می ماند،
نه شب،
و نه اشباح.
انگار نه انگار...
که همین دیروز
آفتاب در پشت ابر بوده

نویسندگان
۲۷ تیر ۹۴ ، ۰۸:۳۸

دلی که لک زد

دلم لک زده بود به یک صبحانه دور همی...

نیمرو! املت! بستنی لیسیدن با مرتضی با علی با مهرداد! آبخوردن از آبخوری مقابل پاساژ ولیعصر (عج)، از آبخوری ایستگاه تاکسی!

دلم لک زده بود برای تافتون خوری خیابانی! به شام دیر خوردن! نهار خوردن! واااای!

دلم لک زده بود برای خوردن! :)

دلم لک زده بود به یک روز بی انزجار... از روزه خواران علنی... دلم لک زده بود به یک روز بدون دسته بندی... روزه داران و روزه خواران... به یک روز بی قضاوت...

 

دلم قطعا لک خواهد زد... برای نصف شبی بیدار شدن!  سحری خوردن! روزه گرفتن! نخوردن! «در بندِ» نهار نبودن! خدا را از نزدیک دیدن! احیا! به شب قدر! حلقه های آقای میم دال! عجله ای دویدن به سوی هلال احمر! از آنجا دویدن به موسسه غدیر! 

دلم لک خواهد زد به گرسنگی هایی که افطار در پسشان نهفته است... نه! دلم برای این لک نخواهد زد! من هنوز روزه ام و منتظر افطار!

الها! اذانمان را بگو... مردیم از گرسنگی... 1150 سالی می شود گرسنه ایم...

۹۴/۰۴/۲۷
محمد رنجبر دیلمقانی

نظرات  (۵)

۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۲:۴۴ ...:: بخاری ::...
ب قول دیرین دیرینی ها:
ناراحتی از خواندن یک پست واقعی.

پاسخ:
:D
ولایت

http://trainbit.com/files/4723961884/Rahbari-Velayat03.mp3
پاسخ:
واااای!
مرتضی یادته عاشورا (امسال یا پارسال) قبل از اینکه دسته ها منظم بشن، قبل از اینکه راه بیفتیم حاج علی ک. (الکتریکی) داشت آمپلی فایر ها رو تنظیم می کرد... بعد چون هنوز حاج احمد ح. نیومده بود نوحه غیر زنده پخش می کردن!
بعد من رفته بودم کنار اون صندوق صدقه کز کرده بودم و نشسته بودم و دلم گرفته بود و بعد تو اومدی گیر دادی چی شده؟
راستش اون نوحه غیر زنده دلگیرم کرده بود.... همون نوحه ای که بعدش اینترنت رو زیر و رو کردم تا پیداش کنم اما چون خیلی کم یادم مونده بود و مداحش رو نمی دونستم کیه نتونستم.
الان... این همون مداحه :) (البته شایدم اشتباه می کنم
نوحه هم با همین سبک بود شایدم ادامه همین بود... فقط یک مصرعش یادمه: نه خاری به پای رقیه...


پس نوشت: الان از گوگل پیدا کردم. اون موقع نبود
مداحش میثم مطیعی دیگه .مدح جابر اباد هم اون خونده..

پاسخ:
:)
۲۸ تیر ۹۴ ، ۱۳:۰۹ (امید شمس آذر)
منم دلم لک زده؛ نه ؟!!!
پاسخ:
آره؟
متوجه نشدم چیه اون یکی رو باید درست کنم.!؟
یک دستی به سرو روش کشیدم!
http://trainbit.com/files/1791961884/Rahbari-Velayat22.mp3

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی