ــــــمفتشـــــ ـــــــباشیـــــ

ولی... مَد همیشه باز می‌گردد

ــــــمفتشـــــ ـــــــباشیـــــ

ولی... مَد همیشه باز می‌گردد

درباره بلاگ
ــــــمفتشـــــ ـــــــباشیـــــ

ابری که باشد،
گویی که نه یخ ها خیال آب شدن دارند،
نه هوا خیال گرم شدن،
انگار نه انگار
که آفتابی هم هست.

شب که برسد،
بی آفتابی می زند پس کله آدم،
تاریکی، ندیدن و اشباح غوغا می کنند،

تازه می‌دانی هوای ابری صد شرف دارد به شب،
و تازه می‌فهمی که هوای ابری هم آفتاب دارد.

سپیده که بزند.
نه یخ می ماند،
نه شب،
و نه اشباح.
انگار نه انگار...
که همین دیروز
آفتاب در پشت ابر بوده

دنبال کنندگان ۹ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان
۱۶ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۰۷

اوتانازی باصرفه

آدم هایی مثل من جنگ را دوست دارند... نمی دانم این تکه اش را کجا خوانده‌بودم که «از دل مادر خبر ندارند...» که جنگ را دوست دارند... بزدل هایی از جنس من( من‌ش را برای برنخوردن به شما نمی گویم... واقعا می‌گویم)  جنگ را برای «مردن بی نامه اعمال» می‌خواهند و اسمش را می‌گذارند شهادت...آری، بزدل های از جنس من جنگ را می‌خواهند برای مردن نه برای جنگیدن.

ااین بزدلان تنها تفاوتی که بین شهادت و اوتانازی قائلند، حرام نبودن شهادت است... شهادت را راهی بی درد و بی گناه برای فرار از جنگ با دنیا و ثانیا پاک کردن نامه اعمالشان می دانند.... حاضرند جنگ شود، خون ریخته شود، جنین سقط شود، زن زهره‌ترک شود، مرد تکه تکه شود، دست کودک برای النگوهایش بریده شود، بچه یتیم شود، زن بیوه شود، مرد بیوه شود، خون شود به دل سید علی برای پرپر شدن فرزندانش که چی؟ که این آقا بی‌درد و بی‌گناه خودکشی کند. حالا ورژن دخترانه این بزدلان بی‌رحم ترند! چون از آنجاییکه حضور مستقیم در جبهه بیشتر مختص آقایان بوده اینها جنگ را به انضمام بمباران شهری آرزو می‌کنند تا به اوتانازی‌شان دست یابند!
حالم از بزدلانی مثل خودم (در این مورد) متهوع می‌شود. نمی‌دانند که شهادت گاهی حتی به خون نیست! اگر احمدی روشن بعد از آن همه جهاد خونش هم ریخته نمی‌شد باز شهید بود! البته این حرفم را نگذارید در قطار «جنگ-نسلی» های دهه شصت که ماندند پشت جبهه تا جهاد اکبر کنند و به جبهه نرفتند! آنها بزدلانی از جنسی دیگر بودند. چرا که جهاد اکبر به جهاد اصغر منتج خواهد شد.
و دیگر اینکه... باید ماند و جنگید و شهید شد... نه اینکه همان اولش خود را جلوی گلوله بدهی (اگر این تنها راه چاره نباشد) که مثلا شهید شوی. ارفاق خدا را نمی دانم... اما با حساب و کتاب های دنیوی که مردن برای مردن شهادت نیست.
و در آخر... یادم رفت بی‌خیال. یادم بیفتد می‌نویسم.
۹۵/۰۱/۱۶
محمد رنجبر دیلمقانی

نظرات  (۳)

۱۶ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۲۱ ...:: بخاری ::...
چقدر موافقم.
پاسخ:
می‌گذاشتید من بنویسم بعد بخوانید.
از جنگ متنفرم(با توجه ب اینکه پدرای ما 8 سال دفاع کردن ن جنگ) و کاملاً با این نوشته موافقم
شهادت ب نظرم چیزی فراتر از مردنه،شهادت ینی زنده شدن
پاسخ:
فراتر از مردنه... االبته گاها توام بودن با مردن رو هم انکار نمیکنیم
 اوتانازی چی هست؟
پاسخ:
رو اولین اوتانازی توی متن که آبیه کلیک کنین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">