اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

اسفنـــدگی

ابری که باشد،
گویی که نه یخ ها خیال آب شدن دارند،
نه هوا خیال گرم شدن،
انگار نه انگار
که آفتابی هم هست.

شب که برسد،
بی آفتابی می زند پس کله آدم،
تاریکی، ندیدن و اشباح غوغا می کنند،

تازه می‌دانی هوای ابری صد شرف دارد به شب،
و تازه می‌فهمی که هوای ابری هم آفتاب دارد.

سپیده که بزند.
نه یخ می ماند،
نه شب،
و نه اشباح.
انگار نه انگار...
که همین دیروز
آفتاب در پشت ابر بوده

نویسندگان

و القلم

جمعه, ۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۱۲ ق.ظ

وبلاگم، از یک نقطه به بعد برایم در زمره مقدس ترین و پروسواس ترین ساحت های نوشتن بوده. همیشه سعیم این بوده که ناراحتی ها و عقده هایم را از اشخاص اینجا خالی نکنم و برعکس از هرکسی خوشم آمد زرتی نریزم اینجا. نمی دانید برای همین بخشِ 100 نفر که قبل از مرگ باید شناخت چه وسواسی داشتم که هروفت احساساتی شدم همه را نچپانم در این لیست. نمی دانید چقدر با خودم کلنجار رفته ام که محمودرضا الف. را در این لیست بنویسم یا نه. یا اینکه یک پست از سر ناراحتی و عصبانیت در نفرین کسانی که آزارم داده اند ننویسم. رئیس دانشکده مان شاید تنها کسی بوده که توی وبلاگ آنهم بعد از 6 ماه اعصاب خردی هایم را نوشته ام. هیچ وقت اشتباهات گذرایم را اینجا دفاع نکرده ام. هیچ وقت از کسانی که اینجا میدانم مخاطبم هستند به خاطر اشتباهاتم اینجا عذرخواهی نکرده ام و رو در رو یا به طُرق دیگر این کار را انجام داده ام. با وبلاگم جوری رفتار کرده ام که نویسنده های بزرگ با کتاب های بزرگ میکنند. هیچ وقت تلخی های «روز» را توی کتابهایشان نمی نویسند. گرانی مرغ را نمی نویسند. گوشت را. تخم مرغ را. دعوا با همسایه شان رو توی کتابشان خالی نمی کنند و الخ.

همه این ها را با همین ریتم تند و شاید دستپاچه می نویسم تا برسانم که این دفعه متفاوت است. برای مسئله ای که اخیرا پیش آمده حاضرم این دفعه مسئله را بکشم به همین وبلاگ و ویژه برای مخاطبی که همیشه حضورش برایم محترم و مهم بوده روشن کنم که مسائل از آنچه که در الفاظ به نظر می رسند به مراتب دور ترند. در حالی که آنچه او میبیند به ظاهر خیلی میتواند نمایاننده واقعیتی که او برداشت می کند باشد، اما واقعا واقعیت آنچه من میگویم (هر چند که فرسنگ ها از شواهد دورتر به نظر بیاید) است.

همه بند اول را گفتم تا برسانم که به همین تقدس قلم قسم، واقعیت ها به الفاظ نیستند، به نیت ها هستند. هر چند الفاظ نمود نیت ها هستند، اما الفاظ هم اشتباه میکنند. خیلی.

نون و القلم و ما یسطرون

۹۷/۰۸/۰۴
محمد رنجبر دیلمقانی

نظرات  (۱)

۰۴ آبان ۹۷ ، ۱۳:۳۰ امید شمس آذر
۱_ این آیه قرآن در مورد وبلاگ و وبلاگ نویسی هم صدق داره که: کلّ قوم بما لدیهم فرحون.
۲_ هنر آنجاست که الفاظ را طوری در خدمت نیّات دربیاوری که جایی برای برداشتهای شخصی باقی نماند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">