اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

درباره بلاگ
اسفنـــدگی

ابری که باشد،
گویی که نه یخ ها خیال آب شدن دارند،
نه هوا خیال گرم شدن،
انگار نه انگار
که آفتابی هم هست.

شب که برسد،
بی آفتابی می زند پس کله آدم،
تاریکی، ندیدن و اشباح غوغا می کنند،

تازه می‌دانی هوای ابری صد شرف دارد به شب،
و تازه می‌فهمی که هوای ابری هم آفتاب دارد.

سپیده که بزند.
نه یخ می ماند،
نه شب،
و نه اشباح.
انگار نه انگار...
که همین دیروز
آفتاب در پشت ابر بوده

نویسندگان

۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

۳۱ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۴۳

یک قدم

آدم ها یک قدم یک قدم جلو میروند...
محمد رنجبر دیلمقانی
۳۱ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۴

آمریکایی بداند

آمریکایی بداند!

اگر از کشورم انتقاد می کنم یعنی از آن بیشتر از اینها انتظار دارم...

یعنی می خواهم بهتر شود...

خیال خام است اگر فکر کند کشورش را به کشورم ترجیح می دهم.

وگرنه یک تار موی گندیده کشورم می ارزد به هزار هزار تا امریکا

محمد رنجبر دیلمقانی
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۹

یک بعد-از-افطار توی پارک

اینجا نه هوا خوب است، نه هوی خوب است، نو حوا...
همه چیز در هم است، یک کیلو شیر تو بقالی ٢کیلو آب دارد... چرا؟ چون تحریمیم... میفهمی تحریمیم، به جان محمد جواد کفاشیان :-)
محمد رنجبر دیلمقانی
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۳

دست های بسته.

دست های بسته، خون، جان.
تحریم ها، لبخند، کشور فروشی.
محمد رنجبر دیلمقانی
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۰۷

5+1=95+175

اتفاق ها همیشه هم اتفاقی نیستند. مثلا اینکه هر سال به زور، 5 تا شهیدِ گمنام پیام آوران الهی باشند و امسال 95 تا...

اتفاق ها همیشه هم اتفاقی نیستند. مثلا اینکه 175 شهید غواص دسته جمعی پیام آور باشند...

اینها اتفاقی نیستند... اینها به خدا نشانه اند... به خدا پیام هستند... به خدا...

اینها یعنی محمد رنجبر! در خسرانی... راه را داری کج می روی.

اینها یعنی جای پایت را بپا...

اینها یعنی آمریکا اعتماد کردنی نیست...

اینها یعنی خون.

یعنی جان

یعنی امام (ره)

یعنی شهید

یعنی دست های بسته محدود کننده تر از تحریم ها هستند ولی... نه دلیل سازش... نه دلیل تسلیم...

اینها یعنی آهای!!!! چیزی را که ما به بهای خون نگه داشته ایم شما به قیمت یک دست دادن با کافر نفروشید...

اینها یعنی خون

شهدای غوص

محمد رنجبر دیلمقانی