اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

اسفنـــدگی

اسفندگی آموز اگر طالب عشقی...

اسفنـــدگی

ابری که باشد،
گویی که نه یخ ها خیال آب شدن دارند،
نه هوا خیال گرم شدن،
انگار نه انگار
که آفتابی هم هست.

شب که برسد،
بی آفتابی می زند پس کله آدم،
تاریکی، ندیدن و اشباح غوغا می کنند،

تازه می‌دانی هوای ابری صد شرف دارد به شب،
و تازه می‌فهمی که هوای ابری هم آفتاب دارد.

سپیده که بزند.
نه یخ می ماند،
نه شب،
و نه اشباح.
انگار نه انگار...
که همین دیروز
آفتاب در پشت ابر بوده

نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ما‌در» ثبت شده است

مادرم

سه شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۲۶ ق.ظ

خدایا شوخی‌شم ترسناکه.‌ حاضرم به خاطر همه گناهای کرده و نکردم استغفار کنم. اما این شوخی‌ رو با من نکن... 


پس نوشت: الحمدلله شوخی بود :) خدا خواست بزنه تو گوشمون