ــــــمفتشـــــ ـــــــباشیـــــ

ولی... مَد همیشه باز می‌گردد

ــــــمفتشـــــ ـــــــباشیـــــ

ولی... مَد همیشه باز می‌گردد

درباره بلاگ
ــــــمفتشـــــ ـــــــباشیـــــ

ابری که باشد،
گویی که نه یخ ها خیال آب شدن دارند،
نه هوا خیال گرم شدن،
انگار نه انگار
که آفتابی هم هست.

شب که برسد،
بی آفتابی می زند پس کله آدم،
تاریکی، ندیدن و اشباح غوغا می کنند،

تازه می‌دانی هوای ابری صد شرف دارد به شب،
و تازه می‌فهمی که هوای ابری هم آفتاب دارد.

سپیده که بزند.
نه یخ می ماند،
نه شب،
و نه اشباح.
انگار نه انگار...
که همین دیروز
آفتاب در پشت ابر بوده

دنبال کنندگان ۹ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان
۲۳ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۳۳

دستتون درد نکنه

شروع کرد به غیبت کردن این را وقتی فهمیدم که گفت: "نمی خوام غیبت کنم اما..." این از آن دسته عبارات بود. زیاد می شناسم از اینجور کلمه ها « نمی خوام از خودم تعریف کنم اما... » هم یکی از آنهاست. می گفت که وحید بد است، وحید خودبزرگ بین است، وحید محافظه کار است وحید فلان است و....

 

این ها را که گفت شروع کرد به ذکر گفتن. 

و من هنوز در فکر این بودم انسان ها ذکر را بعد از غیبت می گویند یا به جای غیبت؟

۹۲/۰۶/۲۳
محمد رنجبر دیلمقانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">